چند وقت پیش وارد شرکتی شدم که روزگاری نهچندان دور، نماد نوآوری، سرعت و جسارت در بازار بود. اما صحنهای که در آنجا دیدم، واقعاً تکاندهنده بود:
برای خرید سادهی یک مانیتور اداری، فرمی با ۷ امضا طراحی شده بود! جلسات دو ساعته بدون هیچ خروجی و تصمیمی به پایان میرسید و افراد، بیشتر از اینکه نگران نیازهای مشتری یا حرکات رقیب باشند، نگران این بودند که در ایمیلها چه کسی CC شده و چه کسی نشده است!
وقتی از مدیرعامل پرسیدم چرا سرعت تصمیمگیری و توسعه اینقدر افت کرده، با لبخندی از سر رضایت گفت: «آقای دکتر، بزرگ شدیم دیگه؛ قانونمند شدیم!»
نگاهی به او انداختم و گفتم: «شما قانونمند نشدید؛ سازمان شما وارد فاز “آریستوکراسی” و پیری زودرس شده است!»
نگاهی به مدل آدیزس: وقتی فرم جایگزین نتیجه میشود
پروفسور اسحاق آدیزس (Ichak Adizes) در مدل جاودانه چرخه عمر سازمانها نشان میدهد که سازمانها نیز دقیقاً مانند انسانها متولد میشوند، رشد میکنند، به بلوغ میرسند و اگر مراقب نباشند، به پیری و مرگ دچار میشوند.
یک اصل کلیدی در این مدل وجود دارد:
«بیماری مهلک شرکتها زمانی آغاز میشود که «فرم و تشریفات» بر «کارکرد و نتیجه» غلبه پیدا میکند. در دوران جوانی، سازمان خطر میکند تا نتیجه بگیرد؛ در دوران پیری، سازمان نتیجه را فدا میکند تا خطری متوجه کسی نشود!»
گره ذهنی و روانی کجاست؟
بسیاری از مدیران ارشد برای جلوگیری از هرجومرجِ دوران رشد اولیه، شروع به تزریق ساختار، آییننامه و کمیتههای متعدد میکنند. این کار در جای خود کاملاً درست و لازم است؛ اما فاجعه زمانی رخ میدهد که مرز ظریف میان «نظم سیستماتیک» و «تصلب شرائین بوروکراتیک» گم میشود.
۳ نشانه آشکار پیری زودرس در سازمان
اگر میخواهید بدانید شرکت شما درگیر این بیماری پنهان شده است یا خیر، به این سه نشانه دقت کنید:
- تمرکز بر درون به جای بیرون: جلسات داخلی پیرامون مناقشات دپارتمانها و کاغذبازیها، بیشتر از جلسات مربوط به نیازهای بازار و مشتری وقت میگیرد.
- کاهش شدید رغبت به ریسک: آدمها محافظهکار میشوند؛ چرا که در سیستم پیر، پاداش ایدههای نو کمتر از هزینه سنگینِ یک اشتباه کوچک است.
- وسواس روی تشریفات: شیوه گزارشنویسی و فرمت ظاهری آن، بسیار مهمتر از دستاورد واقعیِ درون آن گزارش میشود!
تغییر ذهنیت (Mindset Shift): بازگشت به «روز اول»
نقطه ایدهآل سازمانها در مدل آدیزس، وضعیت «اوج و بلوغ» (Prime) است؛ نقطهای طلایی که در آن، سیستم دو ویژگی به ظاهر متضاد را همزمان در خود دارد:
- انضباط سیستماتیک + روحیه چابک کارآفرینی.
جف بزوس (Jeff Bezos) این مفهوم را به زیبایی در نامه معروف خود به سهامداران با عنوان «روز اول» (Day 1) توصیف میکند:
«روز دوم ایستایی است؛ به دنبال آن پوچی، به دنبال آن زوال رنجآور و در نهایت مرگ فرا میرسد. به همین دلیل است که ما همیشه باید سازمان را در شرایط “روز اول” نگه داریم.»
یک سنجه سریع برای ارزیابی نبض شرکت خود
بیایید یک تست ساده انجام دهیم:
اگر یک کارشناس خوشفکر و خلاق در خط مقدم سازمان شما، ایدهای عالی برای بهبود تجربه مشتری داشته باشد، چند هفته یا چند لایه تایید طول میکشد تا آن ایده عملیاتی شود؟
اگر پاسخ شما بیش از چند روز است، چرخدندههای بوروکراسی همین حالا در حال بلعیدن نوآوری و چابکی سازمان شما هستند.
نظر شما چیست؟
به نظر شما سازمان شما الان در کدام مرحله از چرخه عمر خود قرار دارد: نوجوانی، اوج، یا در تله بوروکراسی و پیری؟
تجربیات خود را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.