سخنی با شما،
در بیش از چهار دهه فعالیت حرفهای، از دوران کارآموزی تا مدیریت، از تأسیس کسبوکار تا مشاوره به سازمانها، موفقیتهایی داشتهام که به آنها افتخار میکنم و از شکستهایی که بیشتر از همه چیز، از آنها یاد گرفتهام.
اگر بخواهم صادقانه بگویم،
هیچچیز در زندگی حرفهایام به اندازه ناکامیها و موفقیتهایی که ریشه در کیفیت معماری کسب و کارها داشتند به من نیاموخت.
هر بار که سازمانی رشد کرد، رد پای یک طراحی درست وجود داشت؛ و برعکس، هر بار که سقوط یا فرسایشی اتفاق افتاد، جایی در معماری کسبوکار ترک ایجاد شده بود، گاهی پنهان، گاهی آشکار.
در کنار این مسیر، خوششانس بودهام که با دهها مدیرکارآفرین و رهبران مختلف سازمانها کار کردهام.
واقعیت این است که بسیاری از چیزهایی که امروز میدانم، نه فقط از کتابها، بلکه از مدیرانی آموختهام که همواره با چالشهای گوناگون دست و پنجه نرم میکنند و و تصمیمات سخت میگیرند. از کارآفرینانی که تمام زندگیشان را پشت یک ایده گذاشتند، از مشاهداتم در حین ارائه خدمات مشاورهای به مدیران در سازمانهایی که در سکوت و بیصدایی، آرامآرام به سمت بحران رفتند و سربلند کشتی خود را به بندر رساندند. از آنها آموختم که:
- مدیران موفق، بیش از آنکه قوی باشند، آگاهاند.
- شکستها، معمولاً دیرتر از آنچه باید، دیده میشدند.
- رفتار مدیر، عمیقتر از ساختار، بر فرهنگ سازمان و باور عمومی کارکنان اثر میگذارد.
- تیم قوی یک انتخاب است، نه یک اتفاق.
- و مهمتر از همه: هیچ سازمانی
نمیتواند فراتر از بلوغ مدیر خود رشد کند.
این مجموعه چهارجلدی، برآمده از همین مشاهدات، تجربهها، اشتباهات و یادگیریهاست.
اگر در این قسمت به نقش دولت، قوانین حاکم بر محیط کسبوکار ایران؛که نقش واقعی، اثرگذار، اما نه تعیینکننده (در اغلب موارد) اشاره نکنم، حق مطلب را ادا نکردهام. در سالهایی که در کسبوکارهای مختلف فعالیت کردهام، همیشه یک حقیقت را دیدهام:
محیط کسبوکار ایران آسان نیست و اغلب پرچالش.
قوانین، مقررات، نوسانها، فرآیندهای اداری، مالیات، تأمین اجتماعی، و شرایط کلان اقتصادی همگی اثر دارند، گاهی مثبت، گاهی بازدارنده و گاهی پیچیده.
اما در عین واقعنگری، میتوانم با اطمینان بگویم: عوامل بیرونی، سرنوشت نمیسازند؛ فقط مسیر را سختتر یا آسانتر میکنند.
در همین محیط، هستند کسبوکارهایی ک
ه رشد کردهاند، حرفهای شدهاند، سیستم ساختهاند، صادرات کردهاند، در اغلب استانها شعبه زدهاند و ارزش خلق کردهاند.
و البته در همین محیط، بسیاری دیگر نیز فرسوده یا متوقف شدهاند.
به باور قلبی من آنچه تفاوت ایجاد میکند،
نه شرایط بیرونی، بلکه معماری درونی کسبوکار است: طرز فکر مد
یر، مدل ارزش آفرینی، تیمسازی، ساختار، فرآیندها، فرهنگ و توان مدیری
ت رشد و دیگر موارد همه دست به دست هم میدهند تا به این سؤال پاسخ دهد:
“در همین محیط واقعی و ایرانی، چگونه میتوان کسبوکاری ساخت که قابل اتکا، پایدار و توسعهپذیر باشد؟”
این خدمات حاصل تلاش برای پاسخ به یک نیاز واقعی است:
“مدیر و صاحب کسبوکار باید مسیر رشد خود و سازمانش را آگاهانه طراحی کند.”
سالها دیدهام مدیرانی که “در کار غرقاند” اما “سازمان نمیسازند”.
مدیرانی که سختکوشاند، اما نتیجه نمیگیرند.
مدیرانی که میخواهند بزرگ شوند، اما معماری آن را ندارند.
و مدیرانی که همه چیز را درست انجام دادهاند، اما فقط یک مقطعی، درست در جایی که فکرش را نمیکردند، کار را متوقف کردهاند.
این پکیج با عنوان “معماری کسب و کار” شامل موارد زیر است:
-
معماری ذهن مدیر و استراتژی مسیر، آنچه یک مدیر باید در “درون” خود بسازد.
-
معماری شروع و اجراء، (کارآفرینی، راهاندازی و عبور هوشمندانه از صفر تا یک)
-
معماری سازمان و بازار،(چگونه تیم، محصول، فروش و تجربه مشتری پایدار بسازیم؟)
-
و معماری رشد بدون نابودی، چگونه بزرگ شویم بدون اینکه سازمان ترک بخورد؟


