گوشه هایی از موضوعات مورد بحث در این مشاوره
تعریف نقشها و مرزها
«اگر دو نفر مسئول یک کار باشند، در واقع هیچکس مسئول نیست. وضوح نقش، پیششرط مسئولیتپذیری است.»
پیتر دراکر
«در یک سازمان خوب، همه میدانند که چه کاری از آنها انتظار میرود، چه کسی مسئول چیست، و مرزهای تصمیمگیری کجاست. سردرگمی در نقشها، بزرگترین منبع تعارض و اتلاف انرژی است.»
ایساک ادیسز
«رهبری یعنی اطمینان از اینکه همه بدانند چه باید بکنند، چرا باید بکنند، و تا کجا اختیار دارند. وضوح، مهربانیتر از ابهام است.»
جان سی. ماکسول
«وقتی نقشها شفاف نباشند، افراد یا از مسئولیت فرار میکنند یا در کار دیگران دخالت میکنند. هر دو، سازمان را بیمار میکند.»
پاتریک لنچیونی
فرهنگ، استراتژی را صبحانه میخورد. میتوانی بهترین استراتژی دنیا را داشته باشی، اما اگر فرهنگ با آن هماهنگ نباشد، محکوم به شکستی.»
پیتر دراکر
«سازمانها مانند افراد، شخصیت دارند. این شخصیت، تعیین میکند که در شرایط مختلف چگونه رفتار کنند. فرهنگ سازمانی، شخصیت جمعی شماست. اگر آن را نشناسی، نمیتوانی آن را تغییر دهی.»
ایساک ادیسز
معماری سازمان و بازار
(تیم، محصول، فروش و تجربه مشتری پایدار)
«بزرگترین رهبران، افرادی را جذب میکنند که از خودشان بهترند. این نشانه قدرت است، نه ضعف. اگر از استخدام افراد قوی میترسی، یعنی از جایگاه خود میترسی.» جیم ران
وقتی مدیران از من میپرسند: «چرا سازمان ما هر چند ماه یکبار وارد بحران میشود؟»
معمولاً پاسخ من این است:
چون شما هنوز کسبوکار دارید، نه سازمان.
کسبوکار، وقتی وجود دارد که مدیر حضور دارد.
سازمان، وقتی که حتی نبودن مدیر هم جریان کار را مختل نمیکند.
در این پست، راه رسیدن به همین نقطه را نشان می دهد.
شما در پست معماری اجرا و شروع کسب و کار، یاد گرفتید که چطور شروع کنید، محصولات چیست، مشتریتان کیست و چرا بازار ب بشما و محصولی که قرار است ارائه بدهید، نیاز دارد.
اما حالا، وارد زمین جدیدی میشوید؛ زمینی که در آن:
- دیگر تنهایی نمیتوانی ادامه بدهی
- دیگر «قهرمانبازی» جواب نمیدهد
- دیگر «همه کارها را خودم انجام میدهم» دشمن رشد است
- و دیگر «مشتری زیاد» به معنی «موفقیت» نیست اگر تیم و فرآیند نداشته باشی
این پست برای کسی نوشته شده که میخواهد از این مرحله عبور کند:
- «کسبوکار وابسته به من» به «سازمان مستقل از من».
- این پست درباره تیمسازی است، اما فقط تیم نیست.
- درباره فرهنگ است، اما فقط فرهنگ نیست.
- درباره فرآیند است، اما فقط فرآیند نیست.
این پست درباره آن چیزی است که در نهایت تعیین میکند شما میتوانید وارد مبحث رشد پایدار و مقیاسپذیری هوشمند بشوید یا نه؟
به زبان ساده:
منظور از محتوای این پست همان پلی است که تو را از “شروع” به “رشد” میرساند.
این پست برای شما نوشته شده اگر:
- از مرحله شروع گذشتهاید و حالا «کارها زیاد شده اما آدمهای مناسب ندارید».
- احساس میکنید «کسبوکارتان بدون شما میخوابد».
- میبینید «استخدام میکنید اما نتیجه نمیگیرید».
- بین اعضای تیم، سوءتفاهم و تعارض مدام ایجاد میشود.
- احساس میکنید «فرآیند ندارید» و همهچیز در لحظه و بدون قاعده تصمیمگیری میشود.
- رشد اولیه کسبوکارتان باعث آشفتگی شده است.
- میخواهید وارد رشد پایدار شوید اما میدانید زیرساختش هنوز کامل نیست.
محتوای کاربرد این پست برای شما نوشته نشده اگر:
- هنوز نمیدانید “چه باید ساخت” .
- هنوز مسائل مدیریتیتان ناشی از عدم خودآگاهی و الگوهای واکنشی است .
- دنبال تکنیکهای سطحی مثل «۱۰ نکته برای مدیریت تیم» هستید.
- سازمانسازی را با «استخدام زیاد» اشتباه میگیرید.
- فکر میکنید بدون فرآیند، فقط با انگیزه و شعار میتوان سازمان ساخت.
این پست برای کسانی است که میخواهند واقعاً از «مدیریت فردی» وارد «مهندسی سازمان» شوند.
