جستجو در محتوای سایت
تله «فربه شدن به جای رشد کردن»؛ اندازه بزرگتر، الزاماً به معنای قویتر شدن نیست!
تفاوت رشد واقعی و فربه شدن سازمان چیست؟ چرا افزایش تعداد نیرو و فروش ناخالص میتواند خطرناک باشد؟ بررسی تله مقیاسپذیری زودهنگام با نگاهی به نظریه چرخه عمر آدیزس.
سلام به همراهان گرامی؛
چند وقت پیش با بنیانگذار یک کسبوکار گفتوگو میکردم. با افتخار و هیجان میگفت:
«آقای دکتر، ما پارسال ۵۰ نفر بودیم، امسال شدیم ۱۸۰ نفر! فضای دفتر رو ۳ برابر کردیم و فروش ناخالصمون هم ۴۰ درصد بالا رفته!»
وقتی دفاتر مالی و نسبتهای سودآوریاش را بررسی کردیم، واقعیت دیگری رخ نشان داد:
سود خالص نه تنها رشد نکرده بود، بلکه نسبت به سال قبل افت شدیدی داشت؛ دوره وصول مطالبات دو برابر شده بود، تعارضات بینواحدی بیداد میکرد و هزینههای سربار، مثل موریانه شریان مالی شرکت را میخورد!
به او یک جمله گفتم که ابتدا شوکه شد:
پروفسور اسحاق آدیزس (Ichak Adizes)، نظریهپرداز بزرگ چرخه عمر سازمانها، تمایز بسیار دقیقی میان این دو قائل میشود:
«سازمانها مانند موجودات زندهاند؛ فربه شدن (Getting Fat) یعنی افزایش اندازه بدون افزایش توانایی و عملکرد. در حالی که رشد واقعی (Growing) یعنی ارتقای ظرفیت، بلوغ فرایندی و توان حل مسائل پیچیدهتر با راندمان بالاتر.»
گره ذهنی و روانی کجاست؟
بسیاری از مدیران ارشد در دام «شاخصهای پوچ» (Vanity Metrics) گرفتار میشوند:
- تعداد کارمند بیشتر
- متراژ دفتر لوکستر
- گردش مالی و درآمد ناخالص بالاتر
این اعداد برای مصاحبهها، لینکدین و ارضای غرور مدیریتی بسیار جذاباند؛ اما حقیقت تلخ این است که درآمد ناخالص (Top-line) فقط یک نمایش است؛ آنچه بقای سازمان را تضمین میکند سود خالص و جریان نقدینگی آزاد (Free Cash Flow) است.
بسیاری از شرکتها نه از گرسنگی (کمبود مشتری)، بلکه از «سوءهاضمه ناشی از بلعیدن بازار بیش از ظرفیت جذبشان» ورشکست میشوند!
تغییر ذهنیت (Mindset Shift)
قبل از اینکه پای خود را روی گاز «مقیاسپذیری» (Scaling) بگذارید، از خود بپرسید:
آیا ماشین سازمان من ظرفیت این سرعت را دارد؟
اگر فرایندها، ساختار نظارتی، زیرساخت فناوری و شایستگی لایه مدیریتی شما تقویت نشده باشد، رشدِ مقیاس فقط اشتباهات و ناکارآمدیهای سیستم شما را با ضریب ۱۰ بزرگنمایی میکند!
مایکل پورتر (Michael Porter)، استاد استراتژی هاروارد، تعریف ماندگاری دارد:
«جوهر استراتژی، تصمیمگیری درباره کارهایی است که نباید انجام دهید.»
گاهی اوقات استراتژیکترین کار یک مدیرعامل، «نه» گفتن به بازارهای جدید و فرصتهای ظاهراً جذاب است، تا ابتدا هسته اصلی کسبوکار عضلانی و سودآور شود.
یک سوال بیرحمانه برای پایان هفته:
اگر همین فردا اندازه سازمان و نیروهایتان را ۲۰ درصد کاهش دهید، آیا ارزش تحویلی به مشتریانتان افت میکند؟
اگر پاسختان «نه» است، بخش بزرگی از سازمان شما را چربیهای زائد گرفته است، نه عضلات کارآمد!
💬 دیدگاه شما:
در مواجهه با تله «رشد بادکنکی» چه تجربهای داشتهاید؟ نظرات و تحلیلهای خود را با ما در میان بگذارید.
دستهبندی: استراتژی سازمانی / مدیریت عملکرد / توسعه کسبوکار
برچسبها: آدیزس، رشد سازمانی، سودآوری، مقیاسپذیری، استراتژی، مدیریت منابع انسانی
